سفارش تبلیغ
بزرگترین تونل شهری
داغ شقایق - صمیمانه ...
بدان کس که تو را سخن آموخت به تندى سخن مگوى و با کسى که گفتارت را نیکو گرداند راه بلاغتگویى مپوى . [نهج البلاغه]

داغ شقایق

ارسال‌کننده : زیتون در : 25/12/84 3:47 عصر

به نام او که هر چه کردیم به چشم کرمش زیبا بود


ای شهید !


ای آنکه بر کرانه ابدی و ازلی تاریخ نشسته ای ، دست ما را بگیر و ما قبرستان نشینان عادات سخیف را از این منجلاب بیرون بکش .



خبر را که خواندم دلم گرفت ، باورم نمی شد این همه گستاخی از آن دانشجوی ایرانی باشد .


در ذهنم نمی گنجید که دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف به ساحت مقدس شهدا بی حرمتی کرده باشند .


خبر بسیار تلخ و گزنده بود .


دوباره مرورش کردم .یادم آمد چند هفته پیش در کلاس برای بچه ها داستان آن مرد مسیحی را تعریف کردم که هنگامی که یزید با چوب خیزران بر لب و دندان مبارک امام حسین ( ع ) ضربه می زد امام را شناخت و به یزید گفت : ای یزید ! اگر یکی از نوادگان عیسی مسیح زنده بود ما او را پرستش می کردیم ، تو چطور توانستی پسر پیامبر خدا را بکشی و امروز این چنین در برابر فرزندانش به سر مبارک او بی احترامی بکنی .


اما امروز می بینیم که ما هم فرقی با یزیدیان نداریم .


چه فرق ما و آنان که ما نیز امروز خیزران جهالت را برداشته ایم و بر پیکر عزیزترین فرزندان وطنمان ضربه می زنیم .



آنانی که آزادی بیان امروزمان را مدیونشان هستیم .


آنانی که آرزو در دلشان مرد که ما زنده بمانیم .


آنانی که .... چه بگویم ؟!


فقط می توان گفت وای بر ما ، وای بر ما که دوباره خاطره شام را برای امام زمانمان زنده کردیم .


وای بر ما که از کوفیان بدتر شدیم ، میهمان دعوت کردیم و در کوچه پس کوچه های شهرمان سنگش زدیم .


وای بر ما که حتی حرمت میزبان بودنمان را هم حفظ نکردیم .


کف و سوت برای چه بود ؟ برای آنکه ثابت کنیم آنجا قبرستان نیست .


 آری ، آنجا قبرستان نیست . قبرستان دلهای ماست . قبرستان قلب های ماست که چو تخته پاره ای بر موجهای نسیان بی هدف به این سو و آن سو می رود و قبرستان ذهنهای بسته ماست که از یاد برده ایم که ما مدیون مادرانی هستیم که پس از سالها چشم انتظاری تنها پلاک و استخوانی از فرزندانشان را برایشان به ارمغان می آورند .


و فکر می کنیم اگر بی حرمتی کنیم ، اگر اسطوره ها را از دانشگاه بیرون کنیم ، اگر چشمانمان را ببندیم و خود را به خواب بزنیم


و اگر وانمود کنیم که یادمان نمی آید و فراموش کرده ایم اسطوره ها می میرند و از دلمان می روند غافل از اینکه :


این سفر همره تاریخ به جا می ماند


و چه زیبا گفت سید شهیدان اهل قلم ، سید مرتضی آوینی :


پندار ما اینست که ما مانده ایم و شهدا رفته اند اما حقیقت آن است که زمان ما را با خود برده است و شهدا مانده اند .



آسمان  بار دگر  داغ  شقایق  دارد


دشت در دشت زمین باغ شقایق دارد


*************


شهدا شرمنده ایم


 




کلمات کلیدی :